facebook twitter

مشاوره ورزشی


  • پاسخ به سئوالات کاربران
  • ارائه برنامه تمرین و تغذیه
  • مشاوره تیمهای ورزشی
  • محاسبه آنلاین وضعیت بدنی و آمادگی جسمانی

نقش بینایی در کنترل پوسچر (قامت)

بينايي و کنترل پوسچر (قامت)

شكل 6 (اشميت و لي صفحة 109
اقتباس از لي و آرونسون 1974)
نقش بينايي در كنترل پوسچر توسط اين حقيقت به خوبي مشخص شده است كه افراد وقتي چشم­هايشان را مي­بندند نوسان پيدا مي­كنند. بعلاوه، افرادي كه كور مي­شوند در پوسچر عموماً ثبات كمتري نسبت به افراد بينا دارند و موقع ايستادن نوسان بيشتري پيدا مي­كنند. براي اهميت بينايي در پوسچر از شواهد متقاعدكننده مثل آزمايشاتي كه منظره بينايي كل نسبت به يك شيء ثابت حركت مي­نمايد. در ازمايش اتاق متحرك لي و آرونسون (1974) ديوارها و سقف، بدون حركت كف، مي­توانست به جلو و عقب حركت نمايند(شكل 6). چون كه كف حركت نمي­كرد، هيچ تغييري در درون­داد حركتي بوجود نمي ­آمد، فقط درون­داد بينايي بود كه تغيير مي­كرد. درون­داد بينايي و حركتي در اينجا در تعارض بودند، آزمودني­ها تقدم را به بينايي دادند و سازگاري­هاي وضعي غيرضروري را آغاز نمودند.



ابزار آزمايش و نمونه براي اتاق متحرك. كف ثابت و سه طرف اتاق ديوار داشت كه مي­توانست به جلو و عقب حركت نمايد.

شكل 7)تغييريافتة آزمايش لي آرونسون 1974
تعادل ايستاده در اتاق متحرك. اين اتاق چند سانتيمتر به جلو حركت مي­نمايد(الف)، آزمودني به سمت عقب متمايل مي­ شود(ب). ايستادن آزمودني با خم شدن به جلو جبران مي­شود(ج).
در كودكان خردسالي كه تازه ايستادن را يادگرفته­ اند(13 تا 16 ماهگي)، حركت چند سانتيمتري اتاق باعت راه رفتن، تلوتلو­ خوردن و يا افتادن آنها مي­شود. وقتي بزرگسالان مورد مطالعه قرار گرفتند، پوسچر آنها اندكي منحرف شد، افزايش در نوسان مشاهده شده هم جهت با حركت ديوار بود. اين نشان مي­دهد كه كودكان در اين سن براي كنترل پوسچر در ايستادن به شدت وابسته به بينايي هستند.
اغلب مهارت­هاي حركتي ظريف براي كنترل همزمان آنها نياز به اطلاعات بينايي دارند.
به عنوان مثال بينايي نقش مهمي در كنترل نوشتن بازي مي­نمايد. اسمايث و سيلورز(1987)، خطاهايي را نشان دادند كه افراد وقتي از آنها خواسته مي­شود كه با چشم بسته بنويسند، مرتكب مي­شوند. اين خطاها مثل منحرف شدن از خط افقي( شكل 8 الف)، كم و زياد كردن ضخامت برخي حروف(شكل 8 ب)، اضافه يا كم كردن حروف(شكل 8 ج)، اضافه كردن يا كم كردن حروف دوتايي (شكل8 د)، و معكوس كردن حروف(شكل8ه).



شكل8) مگيل 2004 صفحة 104 اقتباس از اسمايث و سيلورز
(1987):نمونه­اي از دست­نوشته فوق خطاهايي را نشان مي­دهد
 كه در غياب بينايي صورت گرفته است
(زير خط (a) ، سمت راست خطوط e,d,c,b )
حداقل ميزان زمان مورد نياز براي اصلاح حركات مبتني بر بينايي چقدر است؟
به­ طور واضح، مهم است بدانيم كه چگونه سيستم اعصاب از اطلاعات بينايي براي كنترل حركت استفاده مي­نمايد؟ يكي از موضوعاتي كه تحقيقات زيادي را به خود اختصاص داده است در مورد اين است كه چه مقدار زمان براي پردازش اطلاعات بينايي براي اين­كه ما را قادر نمايد تا حركت در حال اجرا را اصلاح نماييم، لازم است. اصلاحات مي­تواند فقط وقتي انجام شود كه زمان كافي براي تشخيص خطاها و تعديل حركت وجود داشته باشد.
بيش از يك قرن پيش وودورث(1899) سؤال زمان مورد نياز براي پردازش اطلاعات بينايي را مطرح كرد. او پيشنهاد كرد كه حركات زمان­بندي شامل پردازش دو مرحله­ اي هستند:
مرحله ايمپالس اوليه (كه مرحله پرتابي يا برنامه ­ريزي شده ناميده مي­شود).
مرحله كنترل رايج.
او پيشنهاد كرد كه در مرحله اوليه، آزمودني­ ها يك ايمپالس به دستي كه عضو را به سمت هدف هدايت مي­ نمايد، مي­فرستد.
وقتي حركت تحت اين مسير است، فرصت اصلاح هر خطايي در مسير مورد نظر در طول مرحله كنترل رايج وجود دارد، كه به موجب آن آزمودني مي­تواند از بازخورد بينايي براي قرار دادن دست بر روي هدف استفاده نمايد، سازگاري­ هاي ظريفي مورد نياز است.
توجه داشته باشيد كه اين پيشنهاد ايده­ اي را نشان مي­دهد كه حركات ممكن است اجزاء فرعي يا حركات فرعي داشته­ باشد.
مرحله دوم(كنترل رايج) مي­تواند فقط زماني اتفاق بيافتد كه وقت كافي براي پردازش هر خطايي كه از بازخورد بينايي برمي­ خيزد وجود داشته­ باشد. حركاتي كه سريع­تر از بازخورد بينايي ايجاد مي­ شوند، نبايد دقيق­تر از حركاتي باشند كه در تاريكي اجرا مي­ شوند.
وودورث آزمودني­ هايي داشت كه حركات جلو ـ عقب مكرر يك قلم را با هدفي كه طول هر حركت برابر با طول قبلي آن بود، انجام مي­دادند. حركات با سرعتي از 200 دور در دقيقه (33/3 دور بر ثانيه) تا 20 دور در دقيقه (33/0 دور بر ثانيه) تنظيم شد. مطابق با مدت موجود براي پردازش بازخورد بينايي150 هزارم ثانيه و 5/1 ثانيه بود. ميانگين خطاها با چشم باز و بسته در شكل (ژپ) نشان­ داده­ شده­ است. عملكرد در دو شرايط باتفاوت در مدت بين 215 و 250 هزارم ثانيه آغاز مي­شود. حركات با مدت 250 هزارم ثانيه يا بيشتر مي­توانست از قابليت دسترسي به بينايي سود ببرد در حالي­كه با مدت 215 هزارم ثانيه يا كمتر سودي نمي برد.

شكل9) از اشميت و لي 1999 صفحه 102
شكل سمت چپ: خطاهاي هدف گيري در حركت بهسمت اهداف با چشم­ هاي بسته و باز از وودورث(1899) شكل سمت راست: ازدست دادن هدف در طول حركات با نور و بدون نور
كيل و پوزنر (1968) از يك تكليف منقطع به شكلي متفاوت از مطالعه وودورث (كه حركات جلو و عقب مكرر استفاده­ شد) استفاده كردند. آنها آزمودني­ها را با حركت قلم سوزني براي يك هدف كوچك با زمان­هاي حركت(MT) به نزديكي150،250، 350 و 450 هزارم ثانيه تمرين دادند. در تلاش­هاي انتخاب­ شده به ­صورت تصادفي، آنها وقتي به تاريكي برگشتند، آزمودني­ها موقعيت شروع را ترك كردند براي اين­كه حركت كامل در تاريكي انجام شود (اما در نور طراحي كردند). احتمال ازدست دادن هدف وقتي كاركرد واقعي زمان حركت در شكل 9 (سمت راست) براي شرايط تاريك و روشن نشان داده ­شد (آزمودني­ ها به­ طور دقيق به اهداف زمان­هاي حركت نرسيدند). ارزيابي زمان مورد نياز براي پردازش بازخورد بينايي از اين نتايج بين 260-190 هزارم ثانيه بود، يافته ­ها بسيار مشابه يافته­ هاي وودورث بود.
سپس مطالعات زياد ديگري شواهدي را فراهم آورده­ است كه اين ارزيابي­ ها بسيار محافظه­ كارانه است. يك عامل مهم در مطالعه كيل و پوزنر خاموش ­كردن تصادفي درون­داد بينايي بود و ازاين­رو عدم قطعيت براي آزمودني قابليت دسترسي به اطلاعات بينايي بود. زلازنيك، هاوكينز و كيسلبورك (1983) عملكرد را وقتي آزمودني­ها از قبل مطلع شدند وقتي بازخورد بينايي در دسترس خواهد بود يا خير مورد بررسي قرار دادند. تفاوت­هاي واضح در عملكرد در زمان­هاي حركت حدود 150 هزارم ثانيه مشاهده گرديد (شكل 10).

شكل 10) اشميت و لي 1999 صفحة 103
اقتباس از زلازنيك، هاوكينز و كيسلبورك(1983).
خطاي عملكرد در تكليف زمان­بندي قلم سوزني به­ عنوان كاركردي از زمان حركت و شرايط نور . همه تلاش­ها در يك ترتيب قالبي( از قبل تعيين­ شده) انجام شد.
نتيجه شواهد موجود در اين سئوال اين است كه زمان همه ارزيابي­ هاي منفرد مطلق براي پردازش بازخورد بينايي احتمالاً صحيح باشد. در ارزيابي 160 ـ 100 هزارم ثانيه براي بسياري از تكاليف قابل قبول است. اين حداقل زمان مورد نياز براي استفاده از بازخورد بينايي با تكاليف روزمره­ اي مثل گرفتن يك توپ يا تعيين موقعيت پاها درطول بالارفتن از پله­ هاي پياده­ رو يا نردبان استفاده مي­شود.
تهیه و تنظیم:دکتر مهدی سهرابی